مرضيه محمدزاده
1522
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
بر تنى صد پاره عريان ، بىكفن * نور چشم عمه كمتر كن نگاه از تن بابا گلاب خون مگير * تا نبندد اشك بر چشم تو راه خيز از اين جا كه ترسم ناگهان * سويت آيد ظالمى از اين سپاه پيش چشمم بر رُخت سيلى زند * بار ديگر اى يتيم بىگناه خيز و با من رو به سوى خيمه كن * بزم ماتم كن به پا در خيمهگاه نيست اندر سينهام جاى نفس * بس كه آكنده شده از ذكر آه * * * آفتاب عشق : در دل من آفتابى سر زده است * جان من پيمانهاى ديگر زده است ساقيا من زين خم اخگر بده * مستِ مستم بادهاى ديگر بده ساقيا منعم مكن از بادهات * تشنهى مى بين برادرزادهات بادهاى ده تا فنا سازد مرا * بادهاى كز خود رها سازد مرا بادهاى ده تا كه جانم بركشد * غرق خونم جانب دلبر كشد ساقيا مى ده فراموشم مكن * با غم عالم هم آغوشم مكن باز كن بر من در ميخانهات * ورنه جانْ بازم برِ ميخانهات كن قبولم جزو اين دُردى كشان * دست من بر آن سبو و خُم رسان